خداحافظ ... همین حالا همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
بدونی بی توو با تو همینه رسم این دنیا خداحافظ خداحا فظ خداحافظ ... همین حالا


اره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم


...
تو را اي عشق ناميرا ، غم زيبا ، خداحافظ
طلوع ياس در قلب شب خارا ، خداحافظ
تو شالیزار ... یک کلبه درون سینه ي جنگل
هوای ناب بارانی ... چه سود اما ؟ ... خداحافظ
تو را از خويش راندم من ، ولي سوگند بر باران
" من " و " تو " اي نسيم آسا ، نمي شد " ما " ... خداحافظ
نگاه آسمان بودي به اين شبگير دل خسته
تمام زجر من اما : " چراحالا ؟ " ... ، خداحافظ
ببين ! ... دلسرد دلسردم . نگاهم كن ! ... كم آوردم
نمي دانم چرا آخر ؟ ... چرا زيبا " خداحافظ " ؟
صدايت آشنا با دل ، چنان بر برگ گل شبنم
نشد اما كه من با تو[...] ، برو جانا ... خداحافظ
تمام سهم من بودي از اين دنيا ولي بگذر
برو اي خنده ي گلها ... نگارينا خداحافظ
به قطره قطره ي باران ، به برگ خيس مژگانت
تمام آرزو بودي ، ولي [...] اما [...] ، خداحافظ ...



يادتون باشه دل ادما تخته سياه نيست كه هر كس اومد بتونه هر چي دلش خواست بنويسه و وقتي رفت بشه نوشته هاش رو پاك كرد

يادت باشه هميشه براي كسي خاك گلدون باش كه وقتي به اسمون هم رسيد يادش نره كه ريشه اش كجاست

در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود ميشود حتي براي ديدن پروانه ها شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود دست در دست پرنده بال در بال نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود



خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
بدونی بی توو با تو همینه رسم این دنیا خداحافظخداحا فظ خداحافظ ... همین حالا


![]()
![]()
وايسا دنيا وايسا دنيا من ميخوام پياده شم
