تبليغاتX
خيلي زود از يادت رفتم

خداحافظ ... همین حالا همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می‌دید

 اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
 نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است

 خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها 
بدونی بی توو با تو همینه رسم این دنیا خداحافظ خداحا فظ خداحافظ  ... همین حالا




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 19:38 توسط :: لاله ::

 http://bi2man.blogfa.com/ وبلاگ جدیدمه حتما سر بزنید



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 18:29 توسط :: لاله ::

 

اره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم

 
اره من قول داده بودم تا تهش باهات می مونم
 
ولی پس دادی نگاموزیر رگبار غرورت
 
من فقط یه کم شکستم؟ خوب نگام کنی همونم
 
چمدون رویاهامو دیگه بر داشتم و بستم
 
دیگه عین قدیما چشاتو نمی پرستم
 
اینی که حالا میبینی دیگه مجنون چشات نیست
 
دیگه وقتی نیمه شب شه نگران لحظه هات نیست
 
دیگه برام فرقی نداره که تو باشی یا نباشی
 
خیلی وقته دیگه نیستی تو دلم جایی برات نیست
 
از تو هیچ چیزی نمونده نه نگاهی و نه یادی
 
من سپردمت به دریا عین یه موج زیادی
 
تازه فهمیدم با این عشق زندگیم چقد تلف شد
 
تو به جای التماسم یه گلم بهم ندادی
 
 
دیگه از صبر و تحمل تو دل من خبری نیست
 
صحبت دشت جنون قصه در به دری نیست
 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 7:37 توسط :: لاله ::

 

 

...

 

تو را اي عشق ناميرا ، غم زيبا ، خداحافظ

طلوع ياس در قلب شب خارا ، خداحافظ

تو شالیزار ... یک کلبه درون سینه ي جنگل

هوای ناب بارانی ... چه سود اما ؟ ... خداحافظ

تو را از خويش راندم من ، ولي سوگند بر باران

" من " و " تو " اي نسيم آسا ، نمي شد " ما " ... خداحافظ

نگاه آسمان بودي به اين شبگير دل خسته

تمام زجر من اما : " چراحالا ؟ " ... ، خداحافظ

ببين ! ... دلسرد دلسردم . نگاهم كن ! ... كم آوردم

نمي دانم چرا آخر ؟ ... چرا زيبا  " خداحافظ " ؟

صدايت آشنا با دل ، چنان بر برگ گل شبنم

نشد اما كه من با تو[...] ، برو جانا ... خداحافظ

تمام سهم من بودي از اين دنيا ولي بگذر

برو اي خنده ي گلها ... نگارينا خداحافظ

به قطره قطره ي باران ، به برگ خيس مژگانت

تمام آرزو بودي ، ولي [...] اما [...] ، خداحافظ ...

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 10:33 توسط :: لاله ::

يادتون باشه دل ادما تخته سياه نيست كه هر كس اومد بتونه هر چي دلش خواست بنويسه و وقتي رفت بشه نوشته هاش رو پاك كرد




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 18:40 توسط :: لاله ::

 

يادت باشه هميشه براي كسي خاك گلدون باش كه وقتي به اسمون هم رسيد يادش نره كه ريشه اش كجاست




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 14:36 توسط :: لاله ::

در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود ميشود حتي براي ديدن پروانه ها شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود دست در دست پرنده بال در بال نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 13:47 توسط :: لاله ::




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 13:45 توسط :: لاله ::

خداحافظ ... همین حالا همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می‌دید

 اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
 نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است

 خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها 
بدونی بی توو با تو همینه رسم این دنیا خداحافظخداحا فظ خداحافظ  ... همین حالا

 


 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 17:27 توسط :: لاله ::

وايسا دنيا وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 14:0 توسط :: لاله ::